تبلیغات
شور و نشاط - درس های اخلاق آیت الله حق شناس. احکام سفر
 
شور و نشاط
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسین مفیدی
نظرسنجی
شما بیشتر دوست دارید چه مطالبی در این وبلاگ قرار بگیرد؟؟؟








یك آقایی در رادیو تفسیر می‌گفت، بنده یك كلماتی شنیدم كه خیلی خوشم آمد. ایشان می‌گفت كه به پروردگار بگو: ای پروردگار عزیز! به من خیر عنایت كن؛ اما مصداق خیر را معین نكن، تو عقلت چه می‌رسد، مصداق خیر را به خودش واگذار كن

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید :

بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ  إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ».
احکام سفر
تشخیص اینكه جایی بلاد كبیره است یا خیر، به عرف مربوط است.  اینکه از چه زمانی ملحقات به تهران اضافه شده است را باید از شهرداری سؤال كرد.
در تشخیص موضوع، فقیه دخالت نمی‌كند.
حال، سؤال می‌شود که حد ترخص كجاست؟  حد ترخص آن جایی است كه انسان آن‌قدر از شهر دور بشود كه شهر را نبیند و صدای اذان شنیده نشود. آنجا جایی است كه مسافر می‌تواند افطار كند.
اما اگر تهران بلاد كبیره باشد؛ اگر در خود تهران بیست و دو كیلومتر طی مسیر بكنم؛ در داخل تهران هم مسافر خواهم بود. هر محله‌ای در حكم یك شهر خواهد بود.
مسئله‌ی دیگر این است كه «من شُغله ‌السفر» با «كثیرالسفر» فرق دارد. «من شُغله ‌السفر» مانند راننده است كه شغلش مسافرت است. اما یك كسی كه بین منزل و محل كارش دائم تردد می‌كند، چنین کسی شغلش سفر نیست؛ بلكه «كثیرالسفر» است. نمازش شكسته است و نمی‌تواند روزه بگیرد.  صلواتی بفرستید.
ارزش یادگرفتن حدیث 
«سمعت اباجعفر علیه السلام یقول: لمجلس اجلسه الی من اثق به اوثق فی نفسی من عمل سَنةٍ».   و «حدیث تاخذه من صادقٍ خیرٌ لك من الدنیا و ما فیها».  یعنی اگر كسی كه به او اطمینان داری، حدیث مستندی از امام(ع) برایت نقل بكند؛ از دنیا و آنچه در دنیاست،  برای تو بهتر است.
فرصت را غنیمت شمار!
من همیشه در اول صحبتم سعی می‌كنم شما را توجه بدهم به اینكه چه موقعیتی دارید. «فانتهزوا فرص ‌الخیر».  یعنی تا رسول پروردگار نیامده است؛ فرصتهای خیر را مغتنم بشمارید. وقتی كه در حالت احتضار افتادی، نه دوستان می‌توانند كاری بكنند نه طبیب.«فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لایَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً». 
سخت‌ترین لحظه‌ی بنی آدم
سخت‌ترین لحظه‌ی بنی‌آدم همان لحظه‌ای است‌كه رسول پروردگار  حضور به هم می‌رساند. اما همین ملك الموتی كه همه را از او می‌ترسانند و همه از او می‌ترسند، نسبت به مؤمن مثل پدر مهربان است. فرموده است كه من با مؤمن مانند پدر مهربان هستم، «كالوالدِ الشفیق»، تا او را راضی نكند، تا درجه به درجه مقامات را به او نشان ندهد، قبض روحش نمی‌كند.
عاقل کیست؟ ( انتخاب دنیای کم  با حکمت)
«ان العاقل رضی بالدون من الدنیا مع الحكمة».   اگر مزد من مثلاً روزی صد تومان باشد، بنده حاضرم روزی پنجاه تومان یا سی‌تومان بگیرم، به شرط اینکه به نمازهای اول وقتم برسم، به مجالس حكمت و مجالس موعظه برسم. من باید این مطالب حكیمانه را بفهمم، تا قلب من از حجاب خارج بشود، داداش‌جون!
«العاقل رضی بالدون من الدنیا مع الحكمة». صد تومان را مصالحه می‌كنم به سی تومان و هفتاد تومانش را نمی‌خواهم. از ساعت هشت می‌آیم تا نزدیك ساعت دوازده و برایت كار می‌كنم؛ اما ساعت دوازده می‌روم  برای خواندن نماز اول وقت.
مؤمن، دنیای بدون حکمت را نمی‌خواهد
«ولم یرض بالدون من الحكمة مع الدنیا». مؤمن دنیای بدون حکمت را نمی‌خواهد. معلوم شد عاقل کیست و غیر عاقل كیست؟
اما اگر کسی صد تومان بگیرد؛ دیگر از نماز اول وقت خبری  نیست، جلسه‌ی اخلاق هم دیگر نیست.
سوال  می‌کند: عاقل كدام است یابن رسول الله؟ حضرت می‌فرماید: اولی عاقل است. (کسی که دنیای کم را با حکمت انتخاب می‌نماید).  بعد حضرت می‌فرماید: « فلذلك ربحت تجارتهم». تجارتشان از این جهت سود كرد. این یك موقعیت.
مبادا خودتان را به غیر بهشت بفروشید!
باز هم شما را توجه به موقعیتتان بدهم.
بها و قیمت بدنهای شما بهشت است. مبادا به غیر بهشت بفروشید. این هم توجه به موقعیت شما بود.«ان ابدانكم لیس لها ثمنٌ الا الجنة فلا‌تبیعوها بغیرها».
دل کندن مؤمن از دنیا، قبل از مرگ
حضرت فرمودند: مؤمن قبل از اینكه از دنیا برود، دلش را خارج می‌كند. یعنی تعلقات را یك به یك می‌زند. دنیا همان تعلقات است كه من و شما را مشغول كرده است.
اگر تعلقاتت را جدا نكنی؛ ملك الموت جدا می‌كند
خواهی وصال دوست عمانی درآن بكوش    وز هر چه غیر اوست تو باید جدا شوی
اگر تعلقاتت را جدا نكنی؛ ملك الموت جدا می‌كند، خواهی نخواهی!
گول نعمت را مخور، مشغول صاحب خانه باش
این است كه فرمود: خوشا به حال كسی كه عبادتش را برای پروردگار خالص كرد و قلبش به این عمارت‌‌های دنیایی مشغول نشد. چنین کسی ذكر پروردگار را فراموش نمی‌كند و به آن چیزهایی كه گوشش می‌شنود، توجه نمی‌كند. مثلاً  اینکه  فلان كس میلیاردر است و...
گر تو را در خانه‌ی جانان مهمانت كنند
گول نعمت را مخور، مشغول صاحب خانه باش
«ولم یحزن صدره بما اعطی غیره».  حالا فلانی میلیاردر است که باشد، بسیار خوب. من هم به آنچه دارم، شكر می‌كنم. من در همین موقعیتی كه هستم، همین موقعیت برای من خوب است.
صلاح مریض به دست طبیب
«ایها الناس انتم كالمرضی و رب الارباب كالطبیب».  ای مردم! شما بیمارانی هستید که رب الارباب طبیب شماست و صلاح مریض به ید طبیب است، جان من!
مصداق خیر را به خودش واگذار كن!
یك آقایی در رادیو تفسیر می‌گفت، بنده یك كلماتی شنیدم كه خیلی خوشم آمد. ایشان می‌گفت كه به پروردگار بگو: ای پروردگار عزیز! به من خیر عنایت كن؛ اما مصداق خیر را معین نكن، تو عقلت چه می‌رسد، مصداق خیر را به خودش واگذار كن.
ما عقلمان نمی‌رسد. ما چه می‌دانیم باباجان من!
خب یك صلوات دیگر بفرستید.
آماده شدن برای ماه‌های دیگر، در ماه رجب
ببین داداش‌جون! من‌ كه نماز اول وقت می‌خوانم، همه‌اش دلم می‌خواهد كه احادیث راجع به نماز اول وقت را بشنوم و موقعیت عملم را درك كنم، خودم را درك كنم. حال كه ماه رجب می‌گذرد، داداش‌جون! و این ماه، ماه خداست،«شهرالله» است و شما در این ماه مورد رحمت هستید، «شهرالله اصب» است، «شهر الله اصمّ» است، «الترجیب بمعنی التأهب و الاستعداد»، باید در این ماه برای ماه‌های دیگر مهیا شویم.
باید یقین را پروردگار بدهد
حال، این نعمتهایی كه من می‌شمارم، ببینیدكدام ‌یك از آنها را توانستید از پروردگار بگیرید.« اذا اراد الله بعبد خیراً الهمه الیقین».  یقین كه از باب حادی عشر در نمی‌آید. از شرح تجرید علامه هم– والله- در نمی‌آید. از شرح منظومه هم در نمی‌آید. باید یقین را خودش عنایت بکند.
غیبت امام زمان(ع) در نظر آنها شهود است
این روایت خیلی عجیب است که علی بن الحسین(ع) فرمود: درآخرالزمان، پروردگار آن ‌قدر به مؤمنین عرفان و معرفت نسبت به امام‌زمان(ع)  اعطا می‌فرماید، مثل اینكه امام زمان(ع) در مقابل آنها نشسته باشد و آنها كسانی هستند كه غیبت در نظر آنها شهود می‌شود.
آنها اشخاصی‌اند كه آنقدر پروردگار به آنها اجر می‌دهد كه مانند این است كه در برابر رسول الله(ص) مجاهده كرده باشند.
حال، آیا این یقین را پروردگار به شما اعطا فرموده است؟ اگر داده است؛ قدرش را بدان!
یقین در بیان امیرمؤمنان(ع)
امیرمؤمنان(ع)  در اوصاف مؤمنین می‌فرماید: «فهو من الیقین علی مثل ضوء الشمس».  یعنی یقین مؤمن به پس پرده  به مقدار روشنایی آفتاب است.
مؤمن اتصال به امیرمؤمنان(ع) دارد كه فرمود: «لو كشف الغطاء ما ازددت یقیناً».   اگر پرده را هم بردارند؛ چیزی به علم علی اضافه نخواهد شد. شیعیانش هم همین‌طور هستند.
آیا این یقین را در ماه رجب از پروردگار خواستید؟
شرط لذت بردن از یاد خدا
حال یك مژده به شما بدهم و آن اینکه پروردگار در حدیث قدسی می‌فرماید:«اذا كان الغالب علی العبد الاشتغال بی جعلت همته و لذته فی ذكری».   اگر یك طوری بشود كه لااقل شصت درصد، هفتاد درصد در اوقاتتان به یاد خدا باشید؛ آن‌وقت این مقدمه است برای اینكه خداوند علیِّ اَعلی - جلَّ و عز- این یقین را به شما مرحمت بكند. چون در ادامه می‌فرماید كه «رفعت الحجاب فیما بینی و بینه». آن وقت پرده را از میان خودم و او برمی‌دارم كه با چشم دلش مرا ببیند. آن وقت معنای عبارت اباعبدالله(ع) را می‌فهمد که فرمود: «عمیت عین لا تراک».  كور باد آن چشمی كه تو را نبیند.
و امیرمؤمنان هم فرمود: خدایی را که نبینم، عبادت نمی‌کنم.«لم اعبد رباً لم اره».
دل جز ره عشق تو نپوید هرگز          جز نعمت درد تو نجوید هرگز
قلب را باید كم‌كم خالی كنی، داداش‌جون!
صحرای دلم عشق تو شورستان كرد         تا مهر كسی دگر نروید هرگز
اگر دیگران را هم دوست دارم، طریقی است نه موضوعی. یعنی آنها را دوست دارم؛ بخاطر اینكه دروغ نمی‌گویند.، برای اینكه نمازشان را اول وقت می‌خوانند، برای اینكه امانت‌دار هستند.
مؤمن با اهل غفلت معاشرت نمی‌كند
«فخرج من صفة ‌العمی و مشاركة اهل الهوی».  دیگر با هوی‌پرست‌ها و با اهل غفلت معاشرت نمی‌كند، پروردگار آگاهش كرده است.
جز رضای پروردگار، هیچ غمی ندارد
«و تخلی من الهموم الا هماً واحدا».   از تمام هم و غم‌ها خالی شده است. نه زن، نه بچه، بلکه متكفّل آنها پروردگار است، امام‌زمان(ع) است. من باید یك قدمی بردارم و در وظایف عرفیه و شرعیه خودم كوتاهی نكنم، رزقم هم با پروردگار است. چنین بنده‌ای دیگر هیچ غمی ندارد؛ مگر اینكه دائماً رضای پروردگار را اندازه‌گیری می‌كند، داداش‌جون!
راه را می‌شناسد
«عرف مناره».  یعنی به واسطه‌ی قرآن و ادله، راه خودش را مثل       «دودو تا- چهارتا» فهمیده است. یعنی راه هدایت خودش را از راه حكمت عملی نظری شناخته است.
حال، ببینید كدام یك از این اوصافی كه امیرمؤمنان(ع) تذكر می‌دهند، در شما وجود دارد.
برخی افراد  مورد توجه پرورگار هستند
گاهی اوقات كسی پیغام می‌دهد كه به فلان كس بگویید که مواظب خودش باشد. معلوم می‌شود كه این شخص یك كاری كرده است كه فعلاً او را پذیرفته‌اند. باید در را زد، داداش‌جون!
بقیه‌ی ماه رجب را مغتنم بشمارید، داداش‌جون!
مؤمن تعلقاتش را کم  می‌کند
«و قَطَعَ غِمارَه».   تعلقاتش را یك به یك كم می‌كند، داداش‌جون!
خدا یاری‌تان كند ان‌شاء‌الله. سه تا صلوات بفرستید.

وسوسه‌ی شیطان در قرائت
یك وقت مسجد آسیدعزیز‌الله رفته بودم، آنجا یك قاری قرآن درباره‌ی نحوه‌ی قرائت آیه‌ی «یَا أَبَتِ افْعَلْ» نیم ساعت بحث کرد. این بحث‌ها اتلاف عمر است. یك شیطانی هست كه وسوسه می‌كند که آیا «ع » از مخرج ادا شد یا نه؟
در قرائت، همان قدر كه متعارف اهل لسان گفته‌اند، كفایت می‌كند.
آن زیور و زینت‌هایی كه حضرات قُرّاء باب كرده‌اند، آنها هم جزء تحسینات كلام است. صلواتی بفرستید.
پروردگار گله می‌كند، عزیز من!
چندی پیش وقتی تهران را  موشك‌باران كردند، دائماً به بنده التماس دعا می‌گفتند و سفارش می‌كردند كه مبادا آن چهل نفر در خواندن زیارت عاشورا سستی‌كنند.  ما خودمان در سنگر بودیم و آنها هم در سنگر بودند و همین‌كه با ختم عاشورا موشك‌باران برطرف شد، همه‌ چیز فراموش شد! پروردگار گله می‌كند عزیز من!
کأَنَّ اصلا گرفتار نبوده‌اند!
وقتی مردم گرفتار می‌شوند؛ ما را در حالت خوابیده می‌خوانند. «دَعَانَا لِجَنْبِهِ».  یعنی در رختخواب افتاده. «أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا». دائم ما را می‌خوانند. «فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ». همین قدر كه از آنها ابتلائات را برداشتیم. «مَرَّ كَأَنْ لَمْ یَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ». كأنّه اینها اصلا گرفتار نبوده‌اند!
مبادا آن عذاب‌ها دوباره برگردد!
همین مقدار بدانید كه نبی اكرم(ص) دعا می‌فرمودند كه‌ ای پروردگار عزیز! مبادا آن عذاب‌هایی را كه به رأفت و مهربانی‌ات از ما برطرف نمودی، یك موقعیتی بشود كه دوباره برگردد!
عقوبت کوتاهی در امر آخرت  بخاطر دنیا
امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «لایترک الناس شیئاً من امر دینهم لاستصلاح دنیاهم الا فتح الله علیهم ما هو اضر منه».  یعنی اگر مردم  چیزی از امر دینشان را برای آباد كردن كار دنیایشان ترک کنند؛ خداوند یك چیزی كه مضر به حال آنها باشد، بر ایشان می‌گشاید. مبادا طوری بشود که خدای ناكرده، شما كارهایی كه بنا بود انجام بدهید، نكنید و برگردید سر خانه‌ی اول! خدای ناخواسته، به امر دنیا بپردازید و آن كارهایی كه برای امر دینتان بود را  ترك بکنید. مثلاً بنده سه وعده نمازجماعت می‌خوانم، كسی بگوید این ضرورت ندارد! من هم یك وعده‌اش را ترك كنم و بیشتر به امور مغازه بپردازم. این کار من  بر حسب فرمایش امیرمؤمنان(ع)  باعث گرفتاری خواهد شد.
تنها راه تقرب، اطاعت و بندگی
حضرت می‌فرمایند: بین خداوند علی اعلیٰ و بین شما قرابتی نیست و ما هم حجتی بر پروردگار نداریم. «ولانتقرب الی الله الا بالطاعة».   آن چیزی كه وسیله‌ی قرب ماست، طاعت و بندگی است.
سودمندی ولایت اهل بیت(ع) برای اهل بندگی
«فمن كان منكم مطیعاً لله تنفعه ولایتنا و من كان منكم عاصیاً لله لن‌ینفعه ولایتنا».  ولایت ما به كسی كه نافرمانی خدا را بنماید، نفعی نمی‌رساند.
پرواز تا ملکوت
دائماً بنده حسرت می‌برم كه چه كنم تا از این زندان تن روحم را نجات بدهم، تا پرواز كند به عالم ملكوت.
نشنیدن کلمات حق
در آیه‌ی نورانی می‌فرمایدكه اگر ما بخواهیم بنی‌آدم را به گناهانشان بگیریم، دیگر کلمات حق را  نخواهند شنید. «أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ».   اینها دیگر كلمات حق را نمی‌شنوند. یك عده مشمول این آیه می‌شوند.
چنین بنده‌ای عاقبت به خیر نخواهد شد
و دركتاب لئالی روایت می‌كند كه: «ما من عبدٍ الا و فی قلبه نكتةٌ بیضاء فاذا اذنب ذنباً خرج فی تلك النكتة نكتةٌ سوداء ».  در قلب هر بنده‌ا‌ی از بندگان خدا یك نقطه‌ی سفیدی وجود دارد. همین که گناهی كرد؛ یك نقطه‌ی سیاهی در بین آن نقطه‌ی سفید پیدا می‌شود. اگر به آن گناهان  ادامه داد؛ آن سفیدی کاملاً پوشیده می‌شود و خدای نكرده، اگر تمام آن نقطه‌ی سفید پوشیده شد؛ دیگر این بنده عاقبت به خیر نخواهد شد.
خدا را به خدا بشناسید!
یك روایت هم بخوانم كه حضرت فرمود: شما پروردگار را به خود پروردگار بشناسید.  یك عده هستند كه پرواز كرده‌اند، آنها چه كسانی هستند؟ آنها كسانی هستند كه خدا را به واسطه‌ی خود خدا شناخته‌اند. یعنی به واسطه‌ی این قبض و بسطی كه در قلبشان واقع می‌شود، شناخته‌اند.  اینها چقدر پریده‌اند!   صلوات بفرستید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 10:52 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while searching on Yahoo
News. Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Appreciate it
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:30 ب.ظ
Hello there, I discovered your site by means of Google whilst looking for a related topic, your web site got
here up, it looks great. I have bookmarked it in my google bookmarks.


Hi there, simply become aware of your blog thru Google, and
found that it's really informative. I am going to watch out for brussels.
I'll appreciate in case you proceed this in future. Numerous folks will
probably be benefited from your writing. Cheers!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:28 ق.ظ
There's certainly a lot to know about this topic.
I like all the points you made.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 12:37 ب.ظ
Hi there all, here every one is sharing such know-how, so
it's nice to read this web site, and I used to visit this website everyday.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 08:35 ب.ظ
magnificent submit, very informative. I'm wondering why the other
specialists of this sector do not realize this.
You must proceed your writing. I'm sure, you've a huge readers' base already!
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 12:14 ق.ظ
Hi there, after reading this awesome paragraph i am as well
cheerful to share my familiarity here with mates.
دوشنبه 28 فروردین 1396 11:28 ب.ظ
Thanks very nice blog!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:47 ب.ظ
Have you ever thought about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is important and all. However just imagine if you added
some great pictures or videos to give your posts more, "pop"!
Your content is excellent but with pics and videos, this blog
could undeniably be one of the very best in its field.
Great blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.