تبلیغات
شور و نشاط - احکام خمس
 
شور و نشاط
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسین مفیدی
نظرسنجی
شما بیشتر دوست دارید چه مطالبی در این وبلاگ قرار بگیرد؟؟؟








دوشنبه 16 تیر 1393 :: نویسنده : امیر حسین مفیدی

یكی از رفقا كه متعلم است– البته همه‌ی ما در مكتب امام‌صادق علیه‌السلام متعلم هستیم ان‌شاء‌الله- برای من نوشته است كه چطور از شرِّ شیطان می‌توان راحت شد؟

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:
بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
احکام خمس
مسئله این است‌كه اگر شخصی در پایان سال حساب خمسش را بكند و مبلغ آن را كنار بگذارد؛ آیا در بقیه‌ی مال می‌تواند تصرف بكند؟
جواب این است كه خیر، نمی‌تواند.  به جهت اینکه بعضی از پول‌ها با كنار گذاشتن متعیَّن می‌شوند، مانند زكات فطره. اگر شما فطریه را كنار گذاشتید، این پول تعیّن پیدا می‌كند و نمی‌توانید آن را با مال دیگر جابجا بكنید.
اما خمس وقتی تعیّن پیدا می‌كند كه شما با حاكم شرع یا كسی كه وكالت از حاكم شرع دارد، دست‌گردان بكنید.
یعنی قبل از دست‌گردان نه سهم امام است، نه سهم سادات. به صِرف نیت شما، این پول سهم امام نمی‌شود.
به صرف نیت شما، این پول سهم سادات نمی‌شود. این معنای تعیّن است.
پس بنابراین اگر من خمس مالم را حساب كردم و در آخر سال كنار گذاشتم، این سهم امام و سادات نمی‌شود. اصلاً این كار بیهوده است.
پنج دقیقه با مرجع تقلید یا نماینده‌ی او دست‌گردان می‌كنید، آن وقت شما به حاكم شرع بدهكار می‌شوید، داداش جون! دست‌گردان می‌كنید، او هم به شما مهلت می‌دهد. البته تمام مراجع به وکلای خود  اجازه‌ی  دست‌گردان داده‌اند، تا تضییق بر ملکفین نباشد.
چطور از شرِّ شیطان می‌توان راحت شد؟
یكی از رفقا كه متعلم است– البته همه‌ی ما در مكتب امام‌صادق علیه‌السلام متعلم هستیم ان‌شاء‌الله- برای من نوشته است كه چطور از شرِّ شیطان می‌توان راحت شد؟
وصیت سید بن طاووس(ره) به فرزندش برای رهایی از شیطان
مرحوم سید بن طاووس(ره) كسی است كه می‌گفت: من عالَمِ اَلست را به یاد دارم! سید بن طاووس(ره) از آن علمایی بوده است كه اگر به كسی  اقتدا می‌كرد؛ می‌فهمیدكه پیش‌نماز در چه موقعیتی سیر می‌کند. چنین آدمی بوده است. این‌قدر در مكتب امام‌صادق(ع) ورزش كرده بود. ایشان به پسرش می‌گوید: ‌ای پسر عزیز من! اگر بخواهی كه از شرِّ این سگ گزنده (شیطان) محفوظ باشی، باید در دو قلعه متحصن بشوی. اول، ایمان به پروردگار و بعد توكل به او.
معنای توکل
توكل یعنی واقعاً اعتقاد داشته باشیم که هیچ مؤثری در عالم وجود غیر از خدا نیست.«لا مؤثر فی الوجود الا الله». 
حد اعلای توکل در بیان مرحوم مامقانی(ره)
البته معنای اعلای توكل همان است‌كه مرحوم مامقانی(ره) به پسرش آقا شیخ عبدالله(ره) وصیت می‌كند كه ‌ای پسر من! اینكه پیغمبر(ص) فرمود: با توكّل زانوی اشتر ببند، (زانوی شتر را ببند و بعد برو) این مال متعارف مردم است، برای حفظ نظام وجود است، «وفی نظام الكل كلٌ منتظم»؛  ولیکن اولیای خدا اعتقادی به سبب ندارند.
شاعر هم می‌گوید:  وز سبب سازیش سوفسطایی‌ام
مقام اولیای خدا، شناخت خدا به واسطه‌ی خود خدا
من هم به دنبال رسیدن به آن مقام بلند هستم، رسیدن به مقام شناختن خدا به واسطه‌ی خود خدا، نه به وسیله‌ی اسباب. «اعرفوا الله بالله». 
این مقام اولیای خداست. یعنی خدا را به واسطه‌ی خود خدا بشناسیم.
چه كسی در باطن شما تصرف می‌كند؟ چه كسی در قلب شما این قبض و بسط‌ها را می‌كند؟ خدا می‌كند. اول و آخر همه‌،‌ اوست.
بنده اصلاً اعتقاد به سبب ندارم.
رزق و روزی آسان، ثمره‌ی توکل حقیقی
مرحوم ملا نظر علی طالقانی(ره) در كتاب حدیثش  این حدیث را نوشته است: و قال صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌‌سلّم و لو توكلتم علی الله حق توكله لرزقتم كما ترزق الطیور.  یعنی اگر شما توكل حقیقی داشته باشید و اگر مردم به پروردگار توکل حقیقی می‌کردند؛ همانطوركه چلچله‌ وقتی از لانه‌اش‌ بیرون می‌آید، هیچ چیز در چینه‌دانش نیست، بعد كه بر می‌گردد، چینه‌دانش پر شده است، رزق و روزی آنها هم به همین آسانی می‌رسید.
یعنی همان فرمایشی که مرحوم مامقانی(ره) -كه در ردیف مراجع بوده است- خطاب به فرزندشان داشتند. (هم پدر مجتهد بوده است هم پسر)
وز سبب سازیش سوفسطایی‌ام
اولیای خدا اعتقاد به سبب ندارند. اینها مراتب اولیای خداست.
طبع گدایی از سر خود بر زمین گذار
این مطالبی كه عرض می‌كنم، برای این است كه ببینید چه لباس‌هایی برای شما اندازه‌گیری شده است و شما به چه مرتبه‌ای قناعت كرده‌اید.
طبع گدایی از سر خود بر زمین گذار
گر آسمان رفعت سلطانت آرزوست
تو شاهباز بلند پرواز سدره نشین هستی؛ ولی جغد خرابه نشین شده‌ای!
ایمان به خدا و توکل بر او، راه رهایی از شیطان
مرحوم سید‌بن‌طاووس(ره) فرمود: ای پسرم! اگر بخواهی كه از شر شیطان ایمن باشی؛ باید در دو قلعه خودت را  متحصن كنی، اول ایمان به پروردگار كه عملاً  بگویی: «لا مؤثر فی الوجود الا الله» و بعد توكل بر خدا بكنی.
در آیه‌یِ نورانی می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ».  خود پروردگار می‌فرماید كه اگر در این دو قلعه متحصن شدی؛ شیطان تسلطی بر تو نخواهد داشت.
غفلت از یاد خدا، افتادن در دام شیطان
«قال الصادق علیه الصلاة و السلام لا یتمكن الشیطان بالوسوسة من العبد الا و قد اعرض عن ذكر الله».  یعنی شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست، داداش جون! او تو را می‌بیند و تو او را نمی‌بینی، ولیكن همین كه از ذكر خدا غافل شدی؛ در دام شیطان می‌افتی.
حضرت می‌فرماید: اگر این پرنده در دام صیاد می‌افتد، برای این است كه از ذكر خدا غافل شده است. «واستهان». یعنی امر خدا را خیلی شُل گرفته است. «وسكن الی نهیه» بالاتر رفته است، اصلاً داخل در محرمات شده ‌است. «و سكن الی نهیه و نسی اطلاعه علی سره». یعنی از مقام مراقبه پا را بیرون‌ گذاشته است. یعنی غافل از این است كه پروردگار عزیز- جلّ وعز- بر باطن او مطلع است.
ظاهر و باطنت در حضور پروردگار
شخصی سؤال كرد: یابن رسول الله! «إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»  یعنی چه؟ حضرت فرمود: یعنی وقتی كه زن اجنبی را می‌بینی، آن چیزی كه در ذهنت خطور می‌كند، سرّ وآشكار و ظاهر و باطن تو در حضور پروردگار است. در محضر پروردگار است.
اصل این بحث غلط است كه در كتاب هدایه‌ی میبدی  به آن پرداخته شده است كه آیا خدا علم به جزئیات دارد یا ندارد؟ العیاذ بالله.
در عرفان -كه بعد از حكمت می‌خوانند- ثابت می‌كنند كه سِرّ و عَلَن و ظاهر و باطن ما در حضور و محضر پروردگار است.
شیطان را دشمن بگیرید!
«والله تبارك و تعالی دعی عباده بلطف دعوته و عرّفهم عداوة ابلیس».  «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا».  یعنی همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.
به صاحب سگ پناه ببرید!
«فكن منه كالغریب مع كلب الراعی یفزع الی صاحبه».
امام صادق(ع) فرمود: وقتی كه شیطان می‌آید، موقعیت شما همان موقعیتی است كه با سگ گله دارید، وقتی چوپان می‌گوید: بایست! اگر حركت بكنی؛ پایت رفته است.
بعضی از این سگها از آن سگهای باهوش هستند كه در علم فقه درباره‌ی آنها بحث می‌شود كه در عین حالی که از اعیان نجسه هستند؛ ولیكن خرید و فروش آنها جایز است، به جهت اینكه از گله پاسبانی می‌كنند، واقعاً گله را حفظ می‌كنند.
شما هم  وقتی كه شیطان می‌آید تا ذكر خدا را از یاد شما ببرد، به پرورگار پناه ببرید، چرا که او، هم پرورگار شماست و هم پروردگار این سگ (شیطان) است.«اذا اتاك الشیطان موسوساً لیُضلكَ عن سبیل‌الله و یُنسیك ذكر الله فاستعذ منه بربك و بربه انه یؤید الحق علی الباطل و ینصر المظلوم».  پروردگار تو را یاری می‌كند، داداش‌جون!
شیطان چه وقت می‌آید؟
‌ای امام صادق! فرمودی كه هر وقت شیطان آمد، به پروردگار پناه ببر، حال سؤال ما این است که شیطان چه وقت می‌آید؟ این خیلی آموزنده است. خیلی قشنگ است.
‌ای كسی كه از من سؤال كردی:  این شیطان را چه كارش كنم؟ حضرت فرمود: «و لن تقدر علی هذا و معرفة اتیانه».  یعنی شما نمی‌توانید آمدن شیطان را تشخیص بدهید؛ مگر اینکه سه چیز داشته باشید.
راه تشخیص وسوسه‌ی شیطانی از الهام رحمانی
خب این القایی كه در نفس من شده است، آیا از جانب مَلَك است؟ یا از جانب شیطان است؟
این قسمت روایت جواب سؤال این آقاست که حضرت فرمود:
«الا بدوام المراقبة و الاستقامة علی بساط الخدمة و هیبة المطلع».  یعنی اگر سه چیز داشته باشی، می‌توانی بفهمی كه آیا این القائی که در نفس شده، وسوسه‌ی شیطان است یا الهام ملك.
اول، مراقبه
اول مراقبه است. خدا رحمت كند علامه طباطبایی(ره) را كه می‌فرمودند: اول مراقبه، وسط هم مراقبه، آخر هم مراقبه.
یعنی همان طوری كه یك كسی با اسلحه در منطقه‌ی نظامی نگهبانی می‌دهد و انگشت این نگهبان هم روی ماشه‌ی تفنگ است و هر کس در تیررس او قرار بگیرد، طمعه‌ی آتش می‌شود،  همان طور باید مراقب شیطان باشی و همیشه خودت را در محضر و حضور پروردگار بدانی.
یك چشم زدن غافل از آن ماه نباشی
شاید كه نگاهی كند آگاه نباشی
دوم، كثرت ذكر الله
دوم هم كثرت ذكر الله است، بابا جان!
به مجنون گفتند: حق با معاویه بود یا با علی(ع)؟ گفت: حق با لیلی است! چون او به غیر از لیلی كسی را نمی‌دید.
در آیه‌ی نورانی می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْرًا كَثیرًا».
در آیه‌ی دیگری هم می‌فرماید: «وَالذّاكِرینَ اللّهَ كَثیرًا».
و در آیه‌ی دیگری هم می‌فرماید: « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللّهَ وَ الْیَوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثیرًا».
تنها غصه‌ی اهل بهشت
اهل بهشت همین كه از دنیا رفتند، هیچ غصه‌ی زن و بچه و  مال و منال را نمی‌خورند، فقط غصه‌ی آنها  بر آن  ساعتی است كه  ذكر محبوب حقیقی را نكرده‌اند. «ان اهل الجنة لا یندمون علی شیء من امور دنیاهم الا علی ساعة مرت بهم و لم یذكر الله فیها عزوجل».
سوم، هول مُطَّلع
پس یكی مراقبه. دیگری کثرت ذكر خدا. و سومی هم هولِ مُطَّلع است كه حضرت امام حسن مجتبی(ع) فرموند: «ابكی لخصلتین فراق الاحبة و هول المطلع».  برای دو چیز گریه می‌کنم، جدایی از دوستان و هول مُطَّلع. هول مُطَّلع آن جایی است كه پروردگار از اعمال شما اطلاع پیدا می‌كند. یعنی تو هستی و او و یك به یك به تو تذكر می‌دهد كه در فلان سال این كار را كردی‌! در فلان ساعت این راه را رفتی!
این سه تا را كه مراقبت بكنید ان‌شاء‌الله تبارك و تعالی، می‌فهمید كه چه وقت شیطان می‌آید و وسوسه‌ی شیطانی را از الهام ربانی تشخیص خواهید داد. سه تا صلوات بفرستید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 فروردین 1396 05:54 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on احکام.
Regards
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:38 ب.ظ
Somebody necessarily assist to make severely
posts I'd state. This is the first time I frequented your
web page and so far? I surprised with the analysis you made to create this actual publish amazing.
Excellent process!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.