تبلیغات
شور و نشاط - درش های اخلاق آیت الله حق شناس (طلب علم نافع)
 
شور و نشاط
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسین مفیدی
نظرسنجی
شما بیشتر دوست دارید چه مطالبی در این وبلاگ قرار بگیرد؟؟؟








این اشخاص، اشخاصی هستند كه  وقتی بخواهم به خاطر طغیان و گناه زیاد، به اهل زمین عذابی نازل کنم؛ ملاحظه‌ی آنها را می‌كنم و از عذاب صرف‌نظر می‌کنم. به‌به!


به ادامه مطلب مراجعه کنید:

بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
طلب علم نافع
آن علمی را باید طلب كرد كه مورد  نظر خاندان عصمت بوده و مورد دستور و خطاب پروردگار است.
نبی اكرم(ص) عرض می‌كردند: «اللهمّ إنّی اعوذ بك من علمٍ لا ینفع».  از بیان حضرت معلوم می‌شود که یك علم غیر نافع داریم و یك علم نافعی كه نفع می‌بخشد.
اوحی الله تعالی الی داود: «تعلّم العلم النافع قال: ما العلم النافع؟ قال أن تعرف جلالی و عظمتی و كبریائی و كمال قدرتی علی‌كل شیء فهذا الذی یقربك الی».
من هر چه بگویم: علم، كسی كه علم اصول می‌خواند زور می‌آورد  به علم اصول. آن كس كه فیزیك یا شیمی می‌خواند، زور می‌آورد به فیزیك و شیمی.
اما هیچ كدام از اینها علم نافع نیست، اینها تمامشان طریقیّت دارد،  آنچه موضوعیّت دارد، آن علمی است كه ما را به پروردگار نزدیك‌ كند.
علم به احوال قلب
این عبارت چقدر قشنگ است: «ألزم العلم لك ما دلّك علی صلاح قلبك».  یعنی لازمترین علوم، علمی است كه تو را به اصلاح قلبت راهنمایی می‌كند. تو مسئولی كه قلبت را اصلاح كنی. چرا نرفتی واجباتت را یاد بگیری؟
مراحل سیر الی الله
انجام واجبات، كلاس اول است. چرا نرفتی از كلاس اول شروع كنی؟
باید پایه‌گذاری بكنی. كلاس اول، ترك محرمات و فعل واجبات است. كلاس دوم، ترك مشتبهات خواهد بود. كلاس سوم هم، ترك ما سوی الله است.
علم واجب، علم به اصلاح قلب و کمال نفس
از تو سوال می‌شود، چرا این كارها را نكردی؟ «ما دلك علی صلاح قلبك»، یعنی آن علمی که برای اصلاح قلب تو مفید است، مورد سؤال و مؤاخذه قرار می‌گیرد که چرا نرفتی یاد بگیری؟
در بعضی از روایات هم بیان شده كه «طلب العلم فریضة علی كل مسلمٍ و مسلمة و هو علم الانفس».  یعنی علمی واجب است كه به واسطه‌ی آن در صدد استكمال نفس خود باشی.
نفس را رها  نکن!
در آیه‌ی نورانی هم می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ».  یعنی نفس را رها نكن، آقاجان من!
نفس، باید متخلق به آداب انسانیت بشود.
عبارت حضرت را ملاحظه بفرمایید که می‌فرماید: «الزم العلم لك ما دلّك علی صلاح قلبك». یعنی چرا نرفتی چنین علمی را یاد بگیری؟ چرا معارف اسلامی را نرفتی دریابی؟
مبادا علمی كه بر شما واجب نیست، شما را از علم واجب باز دارد!
امروزه متأسفانه برعكس است، من اول باید فیزیك یا شیمی را مطالعه كنم، اگر فرصتی بود، توضیح المسائل را هم می‌خوانم-كه انسان آن را هم باید پیش استاد بخواند- آن‌وقت، متأسفانه یادگیری احکام را تبعی و فرعی حساب می‌كنم، نه اینكه موضوعیتی داشته باشد و اصل باشد.
علم واجب از نگاه فیض کاشانی(ره)
مرحوم فیض(ره) وقتی عبارت «العلم فریضة» را معنا می‌كند، می‌فرماید: «اَی علِمُ التقوی وَ الیقین». یعنی علمی باعث نجات شما خواهد شد كه شما را به سر حدِّ یقین برساند. ولو در درجه‌ی اول یقین که از مقام لسان به مرحله‌ی قلب برسد.
نجات تو به تو است و هلاك تو از تو          
ولی تو باز ندانی نجات را ز هلاك
استاد خبیر و آگاه
نمی‌دانی جان دلم! استاد می‌خواهد، استاد خبیر می‌خواهد!
خدا رحمت كند مرحوم اشراقی را كه این شعر را می‌خواندند:
تو كه ناخوانده‌ای علم سماوات             تو كه نابرده‌ای ره در خرابات
تو كه سود و زیان خود ندانی             به وصلش كی رسی هیهات، هیهات
علم قلبی شاگرد فلسفه
مشهور بوده است و می‌گویند كه اساتید فلسفه دین درست و حسابی ندارند. یعنی کمتر به روایات توجه  می‌كنند، مخصوصاً به روایات ظنّی. همه چیز در نظر آنها باید یقینی و قطعی باشد. ولی بر خلاف این مطالبی که گفته می‌شود، یک استادی مشغول به تدریس کتاب اسفار  بود- پسر آقای شاه‌آبادی(ره) هم آنجا بودند- یکی از شاگردان به استاد اشكال كرد، استاد گفت: فضولی نكن! دوباره اشكال کرد، یك حرف بدتر شنید! بنده منتظر بودم، ببینم كه این شخص نسبت به استاد چه می‌كند؟ (در حضور جمع اگر معلم ناسزایی بگوید، تحملش خیلی سخت است. اگر استاد به ما «تو» بگوید، دو روز با او صحبت نمی‌كنیم) دیدم ایشان  بعد از درس خم شد و زانوی استاد را بوسید و برگشت و سر جای خود  نشست! فهمیدم این علومی كه یاد گرفته، به قلبش رسیده است.
احترام به استاد
«من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبدا».  یعنی هر كس به من یك كلمه یاد بدهد، من بنده‌ی او می‌شوم. مع الاسف، الآن این معانی رعایت نمی‌شود، چون آداب‌المتعلمین   از بین رفته است.
خودت را درک کن!
تویی خلاصه‌ی اركان و انجم و افلاك
ولی چه سود كه خود را  نمی‌كنی ادراك
من خودم را درك نكرده‌ام که چه شخصیتی هستم و از كجا آمده‌ام؟ بهر چه آمده‌ام؟ كجا باید بروم؟ خودم را درك نكرده‌ام، برادر عزیزم!
تصمیم قاطع
یك تصمیم قاطع باید بگیرم. اما نمی‌توانم تصمیم قاطع بگیرم، چه در مادیات، چه در معنویات. باید تصمیم قاطعانه گرفت.
باید خودمان را درك كنیم، جان دلم! تا بتوانیم!
ای انسان! تو را برای خودم آفریدم
غرض تویی ز وجود جهان همه، ورنه
لَما یكوّن فی الكون كائنٌ لولاك
« خلقت الاشیاء لأجلك و خلقتك لأجلی».  یعنی ای انسان! تمام اشیاء را برای تو خلق كردم. زمین را ملائم طبع تو قرار دادم، تا كشاورزی كنی. مثل آهن قرار ندادم، مثل آب قرار ندادم، ملائم طبع تو قرار دادم. صحت دادم، سلامتی دادم، نعمت وجود -كه در رأس نعمتهای الهی است- به تو اعطا كردم. اما تو را برای خودم آفریدم.
در مقابل این همه نعمت چه كردی؟
«الرحمنُ اسمٌ خاصٌ لصفةٍ عامةٍ».  « اسمٌ خاصٌ»، یعنی ظهورش فقط از طرف پروردگار است. اوست که بر اساس رحمانیّت، اعطای وجود كرده است و اعطای كمالِ وجود كرده است. تو در مقابل این همه نعمت چه كردی؟
از اینجا تا خدا،  فقط یک قدم
اگر چو  مغربی آیی زكائنات آزاد    به یك قدم بتوان شد از سَمَك به سما
كسی رفت پیش یكی از بزرگان و گفت:  می‌خواهم سیر تكاملی بكنم، گفت باید ترك امیال نفسانی و ترك دنیا بكنی و از اینجا تا پروردگار دو قدم است. بعد وقتی رفت پیش بزرگ دیگر، آن بزرگ فرمود: خیر، از اینجا تا پروردگار دو قدم نیست؛ بلکه یك قدم است. به یك قدم بگو: الله پروردگار من است، بعد استقامت كن و همین یك قدم کافی است.
فرمود: «یاموسی دع نفسك فتعال». خود را رها کن و بیا پیش من.
راه رسیدن به درجات بلند
حضرت می‌فرماید: «طهروا انفسكم من دنس الشهوات تُدرِكُوا رفیع الدرجات».  یعنی جان‌های خودتان را از آلودگی شهوات پاک کنید؛ تا درجات بلند را دریابید. همه‌ی این بیانات تأیید می‌كند كه وقتی نفس من مهذّب شد، آن وقت نسبت به پروردگار معرفت پیدا می‌كنم.
موانع وصال از نگاه مرحوم نراقی
و باز هم آن عبارت اول کتاب «جامع‌ُالسعادات» را فراموش نكنید كه «الاخلاق المذمومة هی الحجب المانعة عن المعارف الالهیة».
علت اینكه من توفیق آن علم را پیدا نمی‌كنم، این ‌است که حجاب در برابر من است، آقاجان من!
موانع تا نگردانی ز خود دور           درون خانه‌ی دل نایدت نور
باید این حجابها برطرف بشود!
مرحوم نراقی می‌فرماید: «اذ هی بمنزلة الغطاءِ للنفوس فما لم تُرتَفَع عنك لم‌تَتَّضِح لك جَلیةُ الحق».  تا آن حجابها مرتفع نشود؛ حق ظاهر نمی‌شود، داداش‌جون!
نقد و بررسی کلام خواجه عبدالله انصاری(ره)
خواجه عبدالله انصاری(ره) در اشعارش - البته ایشان در درجه‌ی عالی عرفان بودند- می‌فرماید: كسانی كه قلبشان در حجاب می‌رود، اتصالشان نسبت به باری تعالی قطع می‌شود!
و لیكن ایشان در اینجا توجه كامل نفرموده‌اند، زیرا اتصال انسان قطع نمی‌شود برای اینكه:
نعمت بعد ز قرب افزون است
دلم از شدت قربش خون است
آیا می‌دانید چرا اتصال انسان قطع نمی‌شود؟
چون در قرب بیم انقطاع است؛ اما در بُعد امید وصال است. پس اتصال انسان قطع نمی‌شود، منتهی‌الامر او را به پشت در احاله می‌كنند و از مقام قرب دور می‌شود، نه اینكه اتصالش نسبت به پروردگار قطع شود؛ بلكه اتصال هست. زیرا اگر اتصال نبود؛ قلب او در حجاب نمی‌رفت.
آن كسی كه قلب مرا در اثر عمل سوء در حجاب برد، پروردگار است. پس اتصال قطع نشده است؛ بلکه این حجاب به خاطر كششی است که نسبت به ما از ناحیه‌ی پروردگار وجود دارد.
پس با این مطالب، معانی اشعاری که خوانده شد، روشن می‌شود.
بیانی از کتاب اربعین امام خمینی(ره)
حضرت امام - مدظله‌العالی- هم در كتاب اربعین به این روایت اشاره  می‌فرمایندکه «اعرفوا الله بالله».  یعنی خدا را به واسطه‌ی خود خدا بشناسید.
این هم بیان همان معنی است.
ثمرات اطاعت و عواقب مخالفت با مقررات الهی
حضرت می‌فرمایند: اگر شما به مقررات پروردگار عمل كنید، پروردگار هم به وعده‌های خودش نسبت به شما وفا می‌كند.
در حدیث قدسی می‌فرماید: «فانی القادر علی صَرفِ بلاء من یُعادیكم».  یعنی اگر شما با من موافقت كنید، منِ پروردگار قادرم که دشمنی دشمنان را از شما برگردانم.
«فَهُم لا یقدرون علی صَرفِ انتقامی عنكم اذا آثرتم مخالفتی».  و اما در صورتی كه مخالفت مرا بر طاعت و بندگی‌ام اختیار كردید و من در مقام انتقام‌جویی از شما برآمدم؛ کسی قادر نخواهد بود که انتقام مرا از شما برگرداند.
با تو ترسم نكند شاهد روحانی روی  
كالتماس تو به جز لذت جسمانی نیست
علت شاگردی موسی(ع) در خدمت خضر(ع)
اساطین فن این چنین نقل كرده‌اند كه علت این‌كه پروردگار عزیز موسی(ع) را به خدمت خضر(ع) ارائه كرد، این بود كه خضر(ع) در رفع موانع كوشا بود و سعی می‌کرد موانع را بردارد و سوراخ‌های كیسه را بدوزد؛ اما موسی(ع)  در انجام مقتضی كوشا بود.
«لاینفَعُ اجتهادٌ لا ورعَ معه».  من خیلی نماز جماعت می‌خوانم، نماز اول وقت می‌خوانم؛ اما اگر یك فعل حرام هم پیش بیاید، روی‌گردان نیستم!  این گونه اعمال نتیجه ندارد، داداش‌جون! خیری در این عبادات نیست و گناه، همه‌ی آن اعمال را از بین می‌برد. حضرت موسی(ع) در انجام مقتضی کوشا بود؛ ولی خضر(ع)در رفع موانع.
چرا از یاد خدا لذت نمی‌بریم؟
این حدیث قدسی، بسیار حدیث ارزنده‌ای است که می‌فرماید: «اذا كان الغالب علی العبد الاشتغالُ بی جعلتُ بغیته و لذته فی ذكری». 
یعنی وقتی بنده‌ی من در غالب اوقاتش مشغول به من بود؛ لذت و خوشی او را در یاد خودم قرار می‌دهم.
این‌که آیا غالب اوقات انسان مشغول به خداست یا نه؟ هم خود انسان تشخیص می‌دهد، هم دیگران تشخیص می‌دهند.
مثلاً اگر من شصت درصد توجه به پروردگار داشته باشم، به صورتی که هم خودم تشخیص بدهم و هم كسانی كه با من محشور هستند، تشخیص بدهند و از احوالات من این ‌طور به دست بیاید، در چنین صورتی، پروردگار می‌فرماید: هم لذت ذکر مرا خواهد چشید و هم اداره‌ی زندگی چنین بنده‌ای و امرآخرت او را بر عهده خواهم گرفت.
ولی اگر این‌طور نباشد و اشتغال به دنیا بر اشتغال به خدا غالب باشد؛ نام او در دیوان خاسرین نوشته می‌شود. پس معلوم شد که آن كسی كه اشتغال به خدا در زندگی او غالب است، وقتی نماز می‌خواند، دیگر دلش نمی‌خواهد نماز تمام بشود، از نماز خواندن  لذت می‌برد.
ای بلال! بیا و راحتم کن!
پیامبر اکرم(ص) می‌فرمود: «ارحنا یا بلال». ‌ ای بلال! بیا و مرا  از این تعلقات و توجه به امور دنیا راحت كن.
اگر نبود آن اجلهایی كه برای اینها مقرر شده است، از بس روح مقدسشان لطیف است، ارواحشان در اجسادشان لحظه‌ای باقی نمی‌ماند. «لَم تَستَقِرَُّ اَرواحُهُم فی اَجسادِهِم طَرفَةَ عَینٍ».
پیامبر(ص) می‌فرمود: «كلّمینی یا حمیرا». ایشان اگر قدری به قضایای طبیعت توجه نمی‌كردند، از شدت لطافت، روح از بدن مقدسشان مفارقت می‌كرد، آقاجان من!
رفع حجاب‌ها و دیدن معشوق به چشم دل
این روایت، بسیار بسیار، حدیث ارزنده‌ای است که پروردگار می‌فرماید: «فاذا جعلتُ بُغیتَهُ و لذتَه فی ذكری عشقنی و عشقتُهُ فاذا عشقنی و عشقتُهُ رَفَعتُ الحجاب فیما بینی وبینه».  یعنی وقتی لذت بنده‌ی من در یاد من و ذکر من بود؛ آنگاه عاشق من می‌شود و من هم عاشق او می‌شوم و وقتی که این‌چنین شد؛ حجاب‌ها را از روی قلبش برمی‌دارم كه دیگر به چشم دل مرا ببیند.
اگر چه ذات پاكش لا مكان است       چو نیكو بنگری در دل نهان است
دلی اندر دل صاحبدلان است        كه آن دل جای آن آرام جان است
آن دلی كه خیلی شلوغ است، باید تا دیر نشده آن را از توجهات به غیر حق فارغ كرد وآن دل یک‌ سویه را به دست آورد!
رفع عذاب الهی به خاطر آنها
در ادامه‌ی حدیث قدسی می‌فرماید: «اولئك الذین اذا اردتُ بِاهلِ الارض عقوبةًً او عذاباً ذَكرتُهُم فَصَرفتُ ذلک عنهم». یعنی این اشخاص، اشخاصی هستند كه  وقتی بخواهم به خاطر طغیان و گناه زیاد، به اهل زمین عذابی نازل کنم؛ ملاحظه‌ی آنها را می‌كنم و از عذاب صرف‌نظر می‌کنم. به‌به!
آن وقت می‌فهمی كه كلاه سرت رفته، داداش‌جون!
این  بیان را هم در سوره‌ی ق بخوانیم که می‌فرماید: «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدیدٌ».  یعنی علم تو در دنیا مشوب به جهل بود و امروز(قیامت) پرده‌ها از برابرتو برداشته شد. یعنی وقتی كه علمت نافذ شد؛ می‌فهمی كه كلاه سرت رفته، داداش‌جون! و آن‌وقت دیگر نه راه پس داری، نه راه پیش. «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ».
کسی که به کلاس سوم برسد..
خدا رحمت كند صاحب تفسیر مقتنیات  را که می‌فرمود: اگر كسی به مرحله‌ی سوم و به كلاس سوم برسد «لِمَ» و «بِمَ» نمی‌گوید.  «كجا» و« به چه دلیل» نمی‌گوید. هر کس در برابر او سخنی گفت؛ می‌فهمد كه از طرف پروردگار آمده و درست است و یا این‌که این‌طور نیست. این مسئله را درك می‌كند.
پس ما که «لِمَ» و «بِمَ» می‌گوییم در وادی حیرت و در وادی شك و ریب هستیم و مسلماً به آن مقام نرسیده‌ایم؛ بلكه بودن‌مان در كلاس اول و دوم  هم «فیه تأملٌ!»، جای تأمل دارد.
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیك
چو درد در تو نبیند كه را دوا بكند
تو با خدای خود انداز كار و دل خوش‌دار
كه رحم اگر نكند مدعی خدا بکند
منبع:http://varesoon.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:37 ق.ظ
Excellent blog! Do you have any hints for aspiring writers?

I'm planning to start my own site soon but I'm a little lost
on everything. Would you propose starting with a free platform like Wordpress or go for
a paid option? There are so many options out there that I'm totally confused ..
Any suggestions? Cheers!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 09:20 ب.ظ
I'm really enjoying the design and layout of your blog.

It's a very easy on the eyes which makes it much more
enjoyable for me to come here and visit more often. Did you
hire out a designer to create your theme? Superb work!
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 07:33 ب.ظ
I have read so many articles regarding the blogger lovers but this piece of writing is actually a good post, keep it up.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 04:07 ق.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme.
Did you design this website yourself or did you hire someone
to do it for you? Plz respond as I'm looking to construct my own blog and would like to find out where u got
this from. thank you
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:47 ب.ظ
I appreciate, cause I discovered just what I used to be taking a look for.
You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a nice day.

Bye
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:33 ق.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am
a blogger, and I was curious about your situation; we have developed
some nice methods and we are looking to exchange
solutions with others, why not shoot me an e-mail if interested.
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:56 ق.ظ
It's genuinely very difficult in this busy life to listen news on Television, therefore I
just use web for that purpose, and obtain the newest news.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:41 ب.ظ
Whoa! This blog looks exactly like my old one!
It's on a entirely different topic but it has
pretty much the same layout and design. Superb choice of colors!
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:02 ق.ظ
Normally I do not learn article on blogs, but I wish to say that this write-up very compelled me to try and do it!
Your writing taste has been surprised me. Thank you, very nice post.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:46 ب.ظ
Amazing! This blog looks just like my old one! It's on a completely different subject but it has pretty much the same layout
and design. Wonderful choice of colors!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
.